الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
128
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
صورت ابر متراكم سرزمينشان را فرا گرفت . « فَلَمَّا رَأَوْهُ . . . قالُوا هذا عارِضٌ مُمْطِرُنا » ؛ پس هنگامى كه عذاب را ديدند . . . گفتند : اين ابرى بارانزا است . و دربارهء آن سخن مىگفتند كه حضرت هود عليه السّلام آن را شنيد و گفت : « بَلْ هُوَ مَا اسْتَعْجَلْتُمْ بِهِ رِيحٌ فِيها عَذابٌ أَلِيمٌ » « 1 » بلكه اين همان چيزى است كه در آمدنش شتاب مىكرديد ، بادى كه عذابى دردناك به همرا آن است . ( 1 ) هنگامى كه اين قبايل هلاك شدند و زمين از آنها خالى شد . افراد ديگرى جايگزين آنها شدند و قومى از بنى حنيفه در يمامه فرود آمدند و آن را وطن خويش قرار دادند ، در حالى كه قبل از آن در سرزمين جحفه ، بين مكه و مدينه فرود آمده بودند . ( 2 ) در مورد بنى حضور اختلاف وجود دارد و گفته شده است كه آنها از فرزندان يافث بن نوح بودهاند و بعضى آنها را به عربهاى باديه كه نام برديم ملحق كردهاند . اينها امت بزرگى بودند كه صاحب قدرت و هيبت زيادى بودند . بعضى گفتهاند كه سرزمين آنها در مناطق قنّسرين تا تلّ ماسح تا خناصره تا سرزمين سوريه بوده است و اين شهرها در حال حاضر اضافه بر شهرهاى اطراف حلب از منطقهء قنّسرين در سرزمين شام مىباشد . برخى گفتهاند آنها در سرزمين سماوه ساكن بودهاند و اين سرزمين داراى عمارتهاى متصل و باغهاى سرسبز و آبهاى روان بوده است و در منطقهاى واقع بين عراق تا مرزهاى حجاز و شام قرار داشته است و در حال حاضر به بيابان و صحراهاى خشك و شهرهاى خرابى تبديل شده است . خداوند شعيب بن مهدّم را به سوى آنها فرستاد تا آنها را هدايت كند و او غير از شعيب بن نويل مىباشد . اين پيامبر در دعوت و وعده و وعيد خويش بسيار اصرار و تلاش كرد و معجزاتى را ارائه نمود و دلايل آشكارى را به اذن خداوند ظاهر كرد ؛ ولى قومش او را تصديق نكردند و وى را به قتل رساندند . ( 3 ) در همان عصر پيامبر ديگرى بود به نام « برخيا بن اجنيا بن رزنائيل بن شالتان » او از فرزندان يهود بن اسرائيل بن اسحاق بن ابراهيم بود . خداوند به او وحى كرد كه به بعضى از پادشاهان شام دستور دهد كه به جنگ عربهايى كه از اصحاب شعيب بن مهدم بودهاند ؛ بروند . پس اين پيامبر به همراه لشكريانش روانه شد و سرزمينهاى آنها را محاصره كرد . اگر چه آن عربها براى جنگ آماده شدند ؛ ولى شكست خوردند و متفرق شدند و عقبنشينى كردند . در اين ميان بسيارى از آنها اسير شدند و به قتل رسيدند و چنان كه گفته شده است ،
--> ( 1 ) . الأحقاف ( 46 ) ، 24